menu

ساعتی می خواهم بنویسم ، ساعتی میخواهم آواز بخوانم ، ساعتی میخواهم نقاشی بکشم ، ساعتی میخواهم دنیا را بشناسم ، ... و ساعتی هم میخواهم هیچ کاری نکنم ! و بدتر از آن زمانی است که همه ی آن ها را هم زمان می خواهم ، وقتی در انجام آن ها ناتوان می مانم گیج می شوم به خواب میروم و پس از بیدار شدن مظطرب ، حالا چه می شود...

امروز میدانم اگر بخواهم می شود و اگر مغلوب نفس خویش شوم و به خواسته های آن عمل کنم خواسته ای که جز در این دنیا نیست ، خواسته هایی برای لذت بردن در این دنیا ! و گاه چشمانت را بر روی حقیقت می بندی و گوش هایت را با پنبه پر میکنی و تنها صدا های خبیثی را که از اطراف و درونت به گوش میرسند توجه میکنی ! آنجاست که به زمان توجه نمی کنی و تنها آن زمان را مغلوب خواسته های نفسانیت کردی ! و من با صدای بلند می گویم مغلوب شده ای !

زمان را دیدم اما درک نکردم
راه را یافتم اما قصد نکردم

img img img img